آه مجنون ، بوی لیلا می دهد

وبلاگ اشعار ، خاطرات ، عکس ها و دلنوشته ها
سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۵۲ ق.ظ

کادوی روز زن

اس ام اس و پیام تبریک روز زن؛ جملات عاشقانه و زیبا به همسر

خوش به حال جماعت زن ها
لااقل جشن و کادویی دارند
باز هم با تمام این احوال
از زمین و زمان طلبکارند

گر به پایش طلا بریزی تو
یا که ملکی به نام او گردد
تازه این اول فداکاری است
تازه اینها یکی شده از صد

خالق زن خود خدا بوده
تا که آدم کنار او باشد
تا که آدم دمی بیاساید
مایه افتخار او باشد

مایه افتخار آن دوران
مایه اضطراب امروز است
آن کبوتر سفید بی آزار
در حقیقت عقاب امروز است

مرد بیچاره هر قَدَر کوشد
باز هم تا ابد بدهکار است
قلعه زندگی شده زندان
مرد اینجا فقط گرفتار است

مرد بیچارۀ زمین خورده
تازه جوراب نو به پا کرده
رفته با وام سودیِ کالا
فکر انگشتر طلا کرده

تا که بلکه دمی بیاساید
صاحب آب و قرص نان باشد
از گزند کنایه همسر
بلکه یکسال در امان باشد

آه مجنون 1404/09/18



نوشته شده توسط احمد بابایی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

آه مجنون ، بوی لیلا می دهد

وبلاگ اشعار ، خاطرات ، عکس ها و دلنوشته ها

آه مجنون ، بوی لیلا می دهد

سلام . از کودکی علاقه زیادی به شعر و حفظ آن داشتم . اولین سروده ام غزل عاشقانه ای بود با این مطلع : شود آیا که شبی آید و ما یار شویم ؟ فکر معقول نماییم و گرفتار شویم ؟ شود آیا شنوم پاسخ آری ز لبش ؟ و .... که البته نشد و آن شب و پاسخ نیامد.

زمستان 1373 و در 13 سالگی با استاد عزیزم زنده یاد حاج محمدرضاآقاسی رضوان الله تعالی علیه آشنا شدم و این آشنایی و دوستی دو طرفه تا سوم خرداد 1384 ادامه یافت .

شعرهایم عموماً بخاطر اتفاق هایی است که در اطرافم رخ می دهند . متاسفانه برخی از آنها را به دلیل عدم ثبت از دست داده و فراموش کرده ام . این وبلاگ را با هدف ثبت و انتشار اشعار ، خاطرات و گاهاً تصاویر خاطره انگیزم ، بعد از تعطیلی ناگهانی میهن بلاگ به راه انداختم . هر چند : شاعر نی ام و شعر ندانم گفتن / من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم .

خوشحال خواهم شد با نظرات و پیشنهادات خود همراهی ام کنین . یاحق

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

کادوی روز زن

سه شنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۵۲ ق.ظ

اس ام اس و پیام تبریک روز زن؛ جملات عاشقانه و زیبا به همسر

خوش به حال جماعت زن ها
لااقل جشن و کادویی دارند
باز هم با تمام این احوال
از زمین و زمان طلبکارند

گر به پایش طلا بریزی تو
یا که ملکی به نام او گردد
تازه این اول فداکاری است
تازه اینها یکی شده از صد

خالق زن خود خدا بوده
تا که آدم کنار او باشد
تا که آدم دمی بیاساید
مایه افتخار او باشد

مایه افتخار آن دوران
مایه اضطراب امروز است
آن کبوتر سفید بی آزار
در حقیقت عقاب امروز است

مرد بیچاره هر قَدَر کوشد
باز هم تا ابد بدهکار است
قلعه زندگی شده زندان
مرد اینجا فقط گرفتار است

مرد بیچارۀ زمین خورده
تازه جوراب نو به پا کرده
رفته با وام سودیِ کالا
فکر انگشتر طلا کرده

تا که بلکه دمی بیاساید
صاحب آب و قرص نان باشد
از گزند کنایه همسر
بلکه یکسال در امان باشد

آه مجنون 1404/09/18

نظرات  (۵)

درود 

شعر طنزگونه و جالبی سرودید.

هر گردی گردو نیست🙂

هرچند زندگی یک اختیار و آزادی انتخاب و یک جامعه را به زنان غیرشاغل و خانه دار بدهکاره

درود 

شعر طنزگونه و جالبی سرودید.

هر گردی گردو نیست🙂

هرچند زندگی یک اختیار و آزادی انتخاب و یک جامعه را به زنان غیرشاغل و خانه دار بدهکاره

۰۷ دی ۰۴ ، ۱۵:۵۰ همکار آموزش

 

ای که کردی زنان چونان توصیف

سخت باشد عبور از سر قیف

تو مثال آوردی از کبوتر و عقاب

یکی از عشق و دیگری عذاب

مرد آن باشد که در کشاکش دهر

هر زنی را کند صید ز بّر و ز بحر

گر که زن بیند از تو عشق و وفا

نه کبوتر، که مرغ عشقی به هوا

پس تو ای مرد کم این غوغا

بیشتر کوش تا شود زن از تو رضا

 

پاسخ:

ای که کردی تو شعر من را نقد
یک نظر کن به شرط ضمن عقد

هر چه گفتی خلاف آن کردی
واقعاً ای پسر جوانمردی ؟؟

من اگر از عقاب ها گفتم
یا که از افعی بلا گفتم

بر اساس حیات جامعه بود
چونکه از مشکلات جامعه بود

کم ندیدم مثال آن تمثیل
توی همسایه یا که در فامیل

شاعرم من ، سخن در این مشتم
من برای خودم که ننوشتم

همسر بنده از کبوترهاست
از همه بهتر و ز برترهاست

همسر بنده را خدا داده
این طلا را خدا به ما داده

عاشقش بوده ام من از اول
دست و پا کم بزن در این کل کل 

ای برادر! به جای آن اشعار
بد نباشد کمی هم استغفار

حرف آخر برای تان این است :
ظرف چینی به از ملامین است

ظرف چینی من چو شمشاد است
نشکن است و  ز جنس فولاد است
  

واقعا این شعر تون رو ندیده می گیرم که خدایی نکرده در وجهه شما تاثیر منفی نداشته باشد. خاطر نشان می شود هر گونه اظهار نظری از سوی حضرات ذکور در مورد جمعیت نسوان الزاما نظر شخص ایشان را در مورد همسرشان که نماینده عناصر اناث در منزل ایشان و همراه مسیر زندگیشان می باشد، مشخص می کند....

انتظار می رود بعد از سرودن این ابیات جنابعالی تا کنون مجوز ورود به منزل را نداشته باشید.

پاسخ:
اتفاقاً اولین نفری که شعرم رو خوند همسر عزیزم بودن و جالب اینکه خیلی هم پسندیدن و مجوز انتشار عمومی صادر فرمودن ، چون اصلاً راجع به ایشون نیست . راجع به برخی از جمعیت نسوان است که فرمودین و متأسفانه در دور و بر همه ما تشریف دارن .

خیمۀ حال مرا حال و هوایی دیگر است
فتنۀ آخر زمان بر نیزه هایی دیگر است 

عالی بود مهندس 🌹🌹🌹🌹

پاسخ:
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی