اربعین 1404
کوله را بستم به عشقی آتشین
عازم کرب و بلایم اربعین
کوله ام با عکس او شد معتبر
میروم با یاد او در این سفر
میروم پای پیاده کربلا
میروم تا کاظمین و سامرا
میروم با یاد او که اینچنین
گفت با ما ، روزهای واپسین :
"میروم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
میروم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را ؟
بر که بسپارد زمام خویش را ؟ "
در نجف یادش کنم نزد ولی
آنکه عاشق بود بر نام علی
آنکه سر تا پا پر از احساس بود
عاشق و دیوانه عباس بود
گریه می کرد نام مولا می شنید
سینه ها را شعر نابش می درید
داد می زد ، گریه می کرد ، می سرود
با تمام هستی از عمق وجود
نام مولا مست مستش کرده بود
او پناه بر مرتضی آورده بود
دلخوشی او به مولا بود و بس
یا علی جان ! خود به فریادش برس
یا علی جان ! ای امام انس و جان
خواهشم را از دو چشمانم بخوان
شافع ما باش در روز جزا
در گذر از اشتباهات و خطا
آه مجنون 1404/05/13

حاج احمد شعر یعنی این حاجی احسنت احسنت لحظه به لحظه خوندن این شعر با لسان گرم حاج آقاسی ره برام تداعی شد درود بر شما یا مولا علی بی نظیر